سخنرانی های علمی
هر استان محروم که مورد هدف قرار میگرفت توسط بنیاد ملی نخبگان مستقر در همان استان به اجرا میرسید.
ابتدا با مدارس برتر شهرهای مهم استان ارتباط برقرار میشد تا هر کدام یک یا دو دانشآموز برتر خود در رشته ریاضیات را معرفی کنند.
این دانشآموزان برای شرکت در دو کارگاه سه روزه با فاصله دو ماه دعوت میشدند و پذیرایی و خوابگاه آنان به عهده بنیاد ملی نخبگان آن استان گذاشته شده بود. برای سخنرانیهای علمی معمولا شش استاد یا دانشجو که بسیاری از دانشجویان در مقطع ارشد و دکترا بودند همراه اینجانب به مرکز استان میآمدند.
معمولا سخنرانان دوره اول و دوره دوم که دو ماه فاصله داشتند تا حد خوبی بر هم منطبق بودند. هر سخنران دو جلسه سخنرانی مربوط به هم داشت. موضوعات این سخنرانیهای ریاضی پراکنده بودند و در مورد مباحث مختلف ریاضیات دانشآموزان را آگاه میکردند. این سخنرانیها زمینه ارتباط علمی آینده بین دانشآموزان و سخنرانان قرار میگرفت و سخنرانان به اصطلاح نقش «دوست علمی» را برای دانشآموزان ایفا میکردند. نظارت بر سخنرانیها و در صورت غیبت یک سخنران جایگزینی آن سخنرانیها توسط اینجانب انجام میشد.
معمولا هر شب اینجانب به همراه سخنرانان و مسئولین اجرایی به خوابگاههای دانشآموزان سرمیزدیم و پیشزمینههایی برای دوستی با آنها بوجود میآوردیم و از شرایط مدارس استان و فرهنگ خانوادههای دانشآموزان مطلع میشدیم.